سیامک نامدار

توسعه ساختمان ، املاک و دارائی

تهران در آستانه افق 1404   واکاوی چشم‌انداز 20 ساله  - شکاف میان آرمان و واقعیت

تهران در آستانه افق 1404 واکاوی چشم‌انداز 20 ساله - شکاف میان آرمان و واقعیت

(مدت زمان لازم برای خواندن مقاله 5 دقیقه)

شهر تهران، پایتخت جمهوری اسلامی ایران، در دهه‌های اخیر شاهد تحولات شگرفی در حوزه‌های جمعیتی، کالبدی، اجتماعی و اقتصادی بوده است. برای مدیریت این رشد و هدایت آن به سوی توسعه‌ای پایدار و کیفی، سندهای بالادستی مهمی همچون طرح جامع شهر تهران (مصوب ۱۳۸۶) و سند چشم‌انداز ۲۰ ساله کشور (افق ۱۴۰۴، ابلاغ ۱۳۸۲) تدوین و به تصویب رسیدند. این اسناد، سیمایی آرمانی از تهران را ترسیم کرده بودند که بر مؤلفه‌هایی چون "شهر دانش‌بنیان و هوشمند"، "شهر سرسبز و شاداب"، "شهر امن و مقاوم"، "شهری پایدار با رفاه عمومی" و "کلانشهری با عملکردهای ملی و جهانی" تأکید داشتند. هدف این بود که تهران تا پایان سال ۱۴۰۴ شمسی (۲۰۲۵ میلادی)، به شهری در تراز جهانی، با کیفیت زندگی بالا و اقتصادی پویا تبدیل شود.

اما با نزدیک شدن به پایان افق ۱۴۰۴، ارزیابی واقع‌بینانه از وضعیت موجود شهر تهران نشان می‌دهد که در بسیاری از شاخص‌ها، نه تنها از اهداف تعیین‌شده فاصله گرفته‌ایم، بلکه در برخی موارد با چالش‌های پیچیده‌تر و عمیق‌تری نیز روبرو شده‌ایم که حتی از زمان تصویب این اسناد نیز شدت بیشتری یافته‌اند.
در این مقاله به واکاوی دقیق‌تر این شکاف میان آرمان و واقعیت، و بررسی بحران‌های متعدد کنونی تهران در قیاس با چشم‌اندازهای ترسیم شده می‌پردازیم.

سند چشم‌ انداز ۲۰ ساله (افق ۱۴۰۴)

چشم‌انداز توسعه بلندمدت شهر تهران، عمدتاً در قالب طرح جامع شهر تهران و همچنین در هماهنگی با سند چشم‌انداز ۲۰ ساله جمهوری اسلامی ایران تعریف و تصویب شده است.

این سند ملی در سال ۱۳۸۲ (۲۰۰۳ میلادی) توسط رهبر جمهوری اسلامی ابلاغ شد و برای بازه زمانی ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ شمسی (۲۰۰۵ تا ۲۰۲۵ میلادی) تدوین شده است. اهداف کلان این سند، از جمله توسعه علمی، اقتصادی و ارتقای جایگاه منطقه‌ای ایران، به طور مستقیم بر برنامه‌ریزی‌های شهری تهران نیز تأثیرگذار بوده و طرح جامع شهر تهران نیز با الهام از آن تدوین شده است.

بنابراین، چشم‌اندازهای اصلی توسعه شهر تهران، با محوریت طرح جامع، تا افق ۱۴۰۴ شمسی (که معادل ۲۰۲۵ میلادی است) باید محقق شوند.

بررسی و ارزیابی ابرچالش‌های کنونی تهران

وضعیت کنونی تهران با مجموعه‌ای از ابرچالش‌های به‌هم‌پیوسته و سیستماتیک مواجه است که پایداری، تاب‌آوری و کیفیت زندگی در این کلان‌شهر را به شدت تحت تأثیر قرار داده‌اند. در ادامه، به تحلیل این چالش‌ها با رویکردی تخصصی می‌پردازیم:

۱. بحران مسکن و شهرسازی ناپایدار:

یکی از بزرگ‌ترین ناکامی‌ها، عدم تحقق "شهر پایدار و منسجم با ساختاری مناسب برای سکونت" است. تهران به شدت با بحران مسکن دست‌و‌پنجه نرم می‌کند. افزایش بی رویه و خارج از منطق قیمت مسکن و اجاره‌بها، دسترسی شهروندان به سرپناه مناسب را به معضلی جدی تبدیل کرده است. این بحران نه تنها ناشی از کمبود عرضه متناسب با تقاضا است، بلکه سهم بالای زمین و تراکم‌فروشی در درآمدهای شهری، به جای تولید مسکن قابل استطاعت، به افزایش سوداگری و از دست رفتن اراضی بکر منجر شده است. از سوی دیگر، رشد بی‌رویه و نامتوازن شهری، به‌ویژه در حاشیه شهر، و عدم کنترل بر ساخت‌وساز غیرمجاز و ناایمن، به گسترش بافت‌های ناکارآمد و فرسوده دامن زده است. این بافت‌ها، به دلیل نداشتن زیرساخت‌های لازم و کیفیت پایین ساخت، در برابر سوانح طبیعی مانند زلزله به شدت آسیب‌پذیرند.

۲. بحران منابع و زیرساخت‌ها (آب، برق، انرژی):

آرمان "شهری روان با رفاه عمومی و زیرساخت‌های مناسب" به دلیل رشد بی‌رویه و عدم همخوانی ظرفیت‌های زیرساختی با نیازهای جمعیتی، تحت شعاع قرار گرفته است.

  • بحران آب:
    تهران با تنش آبی شدید روبروست. کاهش نزولات جوی، سوءمدیریت منابع آبی، و مصرف بی‌رویه، ذخایر سدها را به سطح بحرانی رسانده است. این امر، تأمین آب شرب پایدار برای جمعیت عظیم تهران را با چالش‌های جدی مواجه کرده و امنیت آبی بلندمدت شهر را تهدید می‌کند.
  • بحران برق و انرژی:
    خاموشی‌های مکرر در تابستان و زمستان، نشان‌دهنده عدم توازن میان تولید و مصرف انرژی است. ناکارآمدی شبکه‌های توزیع، اتلاف انرژی و عدم سرمایه‌گذاری کافی در توسعه و نوسازی زیرساخت‌های تولید انرژی، موجب شده که تهران نتواند نیازهای خود را در این بخش تأمین کند و این خود مانعی برای توسعه پایدار و جذب سرمایه است.
  • ترافیک فلج‌کننده:
  • افزایش شمار خودروهای شخصی، ضعف سیستم حمل و نقل عمومی مستهلک (به‌ویژه مترو و اتوبوس) در پوشش‌دهی و ظرفیت، و مدیریت نامناسب شبکه معابر، منجر به ترافیک‌های سنگین و اتلاف زمان و انرژی شهروندان شده است.
  • آلودگی هوا:
    مهم‌ترین چالش زیست‌محیطی تهران است. انتشار آلاینده‌ها از خودروها، صنایع و منابع متحرک، در کنار پدیده‌هایی چون وارونگی هوا، سطح آلودگی را به مراتب فراتر از استانداردهای بین‌المللی نگه داشته و سلامت عمومی شهروندان را به خطر انداخته است.

3. نابرابری اجتماعی و توزیع نامتوازن خدمات:

آرمان "تعدیل نابرابری‌ها و افزایش رفاه عمومی" در تهران به چالش کشیده شده است. شکاف طبقاتی شدید بین شمال و جنوب شهر، و تمرکز امکانات و خدمات در مناطق مرفه، نابرابری‌های اجتماعی و دسترسی ناعادلانه به فرصت‌های آموزشی، بهداشتی و رفاهی را تشدید کرده است. این نابرابری‌ها، خود به عاملی برای بروز مشکلات اجتماعی دیگر تبدیل شده‌اند.

4. بیکاری و آسیب‌های اجتماعی (بزهکاری):

رشد جمعیت و عدم توسعه متوازن اقتصادی، منجر به نرخ بالای بیکاری، به‌ویژه در میان جوانان تحصیل‌کرده شده است. این معضل اقتصادی، به نوبه خود، ریشه‌های بزهکاری، اعتیاد و آسیب‌های اجتماعی دیگر را تقویت کرده و امنیت روانی و اجتماعی شهروندان را مختل ساخته است. آرمان "شهر امن" در معرض تهدید جدی قرار گرفته است.

5. فساد و ناکارآمدی در مدیریت شهری و دولتی:

یکی از موانع اصلی تحقق اهداف چشم‌انداز، وجود فساد سیستماتیک و ناکارآمدی در بخش‌هایی از مدیریت شهری و دولتی است. این امر منجر به اتلاف منابع، عدم تخصیص بهینه بودجه‌ها، و تأخیر در اجرای پروژه‌های حیاتی می‌شود. فقدان شفافیت و پاسخگویی، اعتماد عمومی را تضعیف کرده و مانع از مشارکت فعال شهروندان در اداره امور شهری می‌گردد.

6. گرانی و کاهش قدرت خرید:

گرانی افسارگسیخته و کاهش مداوم قدرت خرید مردم، زندگی را برای بخش عمده‌ای از شهروندان تهرانی دشوار کرده است. این وضعیت، بر کیفیت تغذیه، سلامت، آموزش و تفریح خانواده‌ها تأثیر منفی گذاشته و زمینه‌ساز نارضایتی‌های اجتماعی شده است. این وضعیت به طور مستقیم با آرمان "شهری با رفاه عمومی" در تضاد است.

7. فرسودگی زیرساخت‌های شهری و عدم تاب‌آوری:

بسیاری از زیرساخت‌های حیاتی تهران (شبکه آب و فاضلاب، برق، گاز) دچار فرسودگی شدید هستند. این فرسودگی، علاوه بر هدررفت منابع، تاب‌آوری شهر را در برابر حوادث و بلایا کاهش می‌دهد. همچنین، بافت‌های فرسوده گسترده در شهر، همچنان یکی از بزرگترین تهدیدها در برابر زلزله احتمالی هستند و با وجود برنامه‌های بازسازی، پیشرفت چشمگیری در نوسازی آنها حاصل نشده است.

8. کیفیت پایین فضاهای عمومی و فقدان شادابی شهری:

با وجود آرمان "شهر سرسبز، زیبا، شاداب و سرزنده"، تهران از کمبود فضاهای عمومی باکیفیت و سرانه فضای سبز استاندارد رنج می‌برد. توسعه نامتوازن، حذف فضاهای باز و سبز به نفع ساخت‌وساز، و عدم توجه کافی به طراحی فضاهای شهری برای تعاملات اجتماعی، موجب کاهش شادابی و نشاط در زندگی شهری شده است.

9. عقب‌ماندگی در هوشمندسازی و دانش‌بنیان شدن:

برخلاف هدف "شهر دانش‌بنیان، هوشمند و جهانی"، تهران در حوزه هوشمندسازی شهری و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین برای مدیریت شهر، با وجود برخی تلاش‌ها، هنوز در ابتدای راه است. عدم یکپارچگی داده‌ها، فقدان زیرساخت‌های لازم و مقاومت در برابر تغییر، مانع از تبدیل شدن تهران به یک شهر هوشمند واقعی شده است که بتواند چالش‌های پیچیده خود را با راهکارهای فناورانه حل کند.

نتیجه‌گیری و چشم‌انداز آتی

ارزیابی وضعیت کنونی تهران در قیاس با اهداف چشم‌اندازهای تدوین شده نشان می‌دهد که شهر تهران در بسیاری از زمینه‌ها نه تنها از اهداف فاصله گرفته، بلکه با بحران‌های عمیق و هم‌افزا دست و پنجه نرم می‌کند. این عقب‌ماندگی از برنامه، ریشه در عوامل متعددی از جمله رشد بی‌رویه جمعیت، تغییرات اقلیمی، ضعف‌های ساختاری در حکمرانی شهری، عدم هماهنگی میان نهادها، فساد، ناکارآمدی در تخصیص منابع و عدم مشارکت واقعی ذی‌نفعان دارد.

برای برون‌رفت از وضعیت فعلی و حرکت به سوی شهری پایدار و مطلوب، نیازمند بازنگری اساسی و واقع‌بینانه در برنامه‌ها و راهبردها هستیم. این بازنگری باید شامل موارد زیر باشد:

  • حکمرانی هوشمند و یکپارچه شهری:

    • نیازمند یکپارچگی در تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌ها، شفافیت کامل، و پاسخگویی به شهروندان .
    • فقدان سیستم‌های جامع مدیریت مبتنی بر داده و هوش مصنوعی
      نبود سامانه‌های یکپارچه، شفاف و هوشمند، تصمیم‌گیری را شخص‌محور کرده است. این خلأ آگاهانه یا ناآگاهانه، مسیر سوءاستفاده را باز گذاشته و نظارت مؤثر را از بین برده است.
    • وابسته‌سازی عمدی فعالان اقتصادی به افراد و عوامل دولتی
      به‌جای سیستم، افراد مرجع شده‌اند. این وابستگی، امنیت سرمایه‌گذاری را تضعیف کرده و اقتصاد را به شبکه‌ای از روابط شخصی و غیررسمی گره زده است.
  • مبارزه قاطع با فساد سیستماتیک

    • تمرکز بیش‌ازحد قدرت دولت در فعالیت‌های اقتصادی
      دخالت گسترده دولت در اقتصاد، به‌جای نقش تنظیم‌گر، آن را به بازیگر اصلی تبدیل کرده است. این تمرکز قدرت، به‌طور طبیعی بستر فساد، رانت و تبعیض را فراهم می‌کند.
    • تعدد مجوزها و تبدیل آن‌ها به محل رانت و رشوه
      مجوزهای غیرضروری و چندلایه، به ابزار کنترل و درآمد غیررسمی تبدیل شده‌اند. بسیاری از این مجوزها نه برای حفظ منافع عمومی، بلکه برای ایجاد گلوگاه‌های فساد طراحی شده‌اند.
  • اولویت‌بندی چالش‌ها:
    با توجه به محدودیت منابع، باید مهم‌ترین و فوری‌ترین چالش‌ها (مانند آب، آلودگی هوا و مسکن) در اولویت قرار گیرند.
  • سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های پایدار:
    توسعه حمل و نقل عمومی هوشمند، نوسازی زیرساخت‌های فرسوده آب و انرژی، و استفاده از فناوری‌های نوین ساخت و ساز پرسرعت و مقاوم در برابر زلزله، از الزامات اساسی است.
  • مدیریت هوشمند منابع:
    استفاده بهینه از منابع آب و انرژی، و پیاده‌سازی سیستم‌های هوشمند مدیریت شهری.
  • توانمندسازی جامعه محلی و مشارکت شهروندان:
    جلب مشارکت فعال مردم در برنامه‌ریزی و اجرای پروژه‌های شهری.
  • تغییر رویکرد از شهرسازی سوداگرانه به شهرسازی توسعه‌گرا:
    بازنگری در مدل‌های درآمدی شهرداری و تمرکز بر توسعه پایدار، تولید ارزش افزوده واقعی و تأمین مسکن قابل استطاعت.
  • افزایش تاب‌آوری شهری:
    برنامه‌ریزی جامع برای مقابله با سوانح طبیعی و تقویت زیرساخت‌های حیاتی.

تهران، با وجود تمام چالش‌ها، همچنان پتانسیل‌های عظیمی برای تحول دارد. بهره‌گیری از نیروی انسانی متخصص، ظرفیت‌های دانش‌بنیان و تاریخی-فرهنگی، و رویکردهای نوآورانه در مدیریت شهری، می‌تواند امید به تحقق چشم‌اندازی روشن‌تر برای این کلان‌شهر را زنده نگه دارد.
ارائه مشاوره استراتژیک در حوزه ساختمان و شهرسازی، می‌تواند نقشی کلیدی در عبور از برخی از این چالش‌های کالبدی و زیرساختی ایفا نماید و شاید به سوی شهری تاب‌آورتر گام بردارد.

سیامک‌نامدار - مشاور استراتژیک ساختمان و املاک
استفاده بادکر و اطلاع نویسنده بلامانع می باشد.

مقالات مرتبط :
* تکنولوژی ساخت پر سرعت
* مشاور استراتژیک - حس ششم کارفرما
* اقتصاد مهندسی تلفیقی از صنعت و اقتصاد
* تئوری افول بازار ملک در ایرلن


برچسب‌ها: تحلیل بازار املاک, مشاور استراتژیک, توسعه دهندگان ساختمان, نقد حاکمیت
+ نوشته شده در  جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴       |